جاودانان
 
 
نوشتارهایی پیرامون تاریخ کهن مردم و سرزمین ایران
 

مناسب ديدم از شاعر ملي ايران زمين فردوسي بزرگ صحبت كنم و از قضاوت تاريخ بگويم كه هيچگاه اشتباه نمي كند.اين قانون تاريخ است  و گريزي از آن نيست.اگر پديده اي يا شخصيتي بزرگ و ارزشمند  در زمان خود شناخته نشود و تكريم و تعظيم نگردد، باز در نهايت جايگاه خود را به دست خواهد آورد.گرچه فردوسي در زمان خود بي مهري ديد و با فقر و تنگدستي بدرود زندگي گفت ولي خود به اهميت رسالت خويش و نجات بخشي فرهنگ و هويت ايراني به خوبي آگاه بود ومي دانست كه پس از او قدرش را خواهند دانست.

حكيم ابوالقاسم فردوسى 

حكيم ابوالقاسم فردوسى

 

در پادشاهي خسرو پرويز اينگونه مي سرايد

چو اين نامور نامه  آيد  به  بُن          ز من روي كشور شود پر سخن

از آن پس نميرم كه من زنده ام         كه تخم سخن من پراكنده ام

هر آن كس كه دارد هُش و راي دين     پس از مرگ بر من كند آفرين

در مظلوميت فردوسي همين بس كه آرامگاه او تا صد سال پيش به درستي شناخته نبود.بيشتر پژوهشها حكايت از درگذشت فردوسي در سال 410قمري(به سال قمري  1018 سال پيش) دارند.از آنجا كه فردوسي طبق فتواي رهبران مذهبي و متاسفانه از روي سطحي نگري يك مسلمان شناخته نشد،از تدفين او در گورستان مسلمانان جلوگيري شد و از اين رو وي در باغ شخصي خود مدفون گرديد.ماهنامه ادبستان به مناسبت بزرگداشت فردوسي گفتگويي با دكتر عبدالحسين نوايي انجام داده است كه در مورد وفات فردوسي ايشان مطلب جالبي را بيان مي كنند كه عينا نقل مي شود:" از فصيحي خوافي نقل است كه وقتي فردوسي درگذشت،او را در باغ خودش دفن كردند.همه مردم در اندوه غوطه ور بودند،اما امام شهر،ابوالقاسم گرگاني  به نماز و جنازه حاضر نشد و گفت كه او به مدح گبران و آتش پرستان و اسمار(داستانها)به لايطال عمر گذرانيد.بر چنين كس نماز نكنم.چون شب درآمد،شيخ بهشت را در خواب ديد و قصري به عظمت در نظر او آمدبه آنجا درشد،سريري از ياقوت ديد فردوسي بر آنجا نشسته تاجي بر سر و دواجي در بر،شيخ از خجلت خواست كه بازگردد،فردوسي برخاست و سلام كرد و گفت اي شيخ اگر تو بر من نماز نكردي،ايزد تعالي چندين هزار فرشته فرستاد تا بر من نماز كردند و اين مقام جزاي يك بيت به من دادند:

جهان را بلندي و پستي توئي

                                       ندانم چه اي هرچه هستي توئي

 

و عطار در اسرار نامه اين حكايت را به نظم در آورده  و درين معني گفته است:

 

خطم دادند بر فردوس اعلي

                                     كه فردوسي به فردوس است اولي

خطاب آمد كه اي فردوسي پير

                                     اگر راندت ز پيش آن  طوسي  پير

پذيرفتم منت تا خوش  بخفتي

                                     بدان  يك  بيت  توحيدم  كه  گفتي

 

آري امام ابوالقاسم گرگاني رفت و امروز اگر از او نامي در ميان است،باز به بركت نام فردوسي است.امثال ابوالقاسم گرگاني ها مي آيند و مي روند و اثري از ايشان جز خاطره نخوت و ريا نمي ماند،ولي امثال حكيم فردوسي ها همواره زنده و جاودان اند و اين سنت روزگار است،قضاي آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد."

 

يافتن آرامگاه فردوسی

فردوسى و آرامگاهش 

فردوسى و آرامگاهش

 

گاه گاه با هموطناني برخورد كرده ام كه گمان مي برند ساختماني كه امروزه به نام آرامگاه فردوسي مي شناسيم بنايي است نمادين و جايگاهي كه فردوسي بزرگ در خواب ابدي است هرگز به درستي شناخته نگرديده است.اما چنين تصوري خطاست و در سال 1926 ميلادي  هيئتي به سرپرستي ارباب كيخسرو شاهرخ نماينده زرتشتيان در مجلس شوراي ملي با سفر به توس و كند و كاو قبر فردوسي را يافتند.بهتر است اصل مطلب را از خاطرات ارباب كيخسرو برايتان بنويسم.توجه كنيد:

"در سال 1926 انجمن آثار ملي تشكيل شد .نخستين اقدام انجمن يافتن قبر حكيم ابوالقاسم فردوسي شاعر ايراني و مايه مباهات ايران بود.اين وظيفه به من محول شد.من به سمت خزانه دار و دبير و ذكاء الملك فروغي نخست وزير به عنوان رئيس انجمن برگزيده شديم..آقايان هرتسفلد آلماني و گودار فرانسوي نيز به عنوان اعضاي افتخاري غير ايراني انجمن منصوب گرديدند.در همين سال به خراسان(محل تولد فردوسي)رفتم كه وظايفم را انجام دهم در آنجا با مقامات عاليرتبه محلي حكومت و از جمله توليت آستان قدس ملاقات كردم.همراه اين آقايان و بسياري ديگر از سرشناسان خراسان به باغ قائم مقام در شهر توس رفتيم كه مي گويند به فردوسي تعلق داشته  است.ما در همان جا كار تحقيق خود را آغاز كرديم.شهرتوس در آن زمان چيزي نبود به جز يك منطقه كوچك زراعي با چند باغ و كشاورز.

سفر به توس با اتومبيل بسيار مشكل بود ،جاده اسفالته وجودنداشت و براي رسيدن به خود شهر با هزار دردسر از ميان زمين هاي زراعتي و نهرها و غيره عبور كرديم.نخست مجبور بوديم از پل كشف رود عبور كنيم كه مي گويند فردوسي آرزو داشت پس از دريافت پاداش بابت سرودن اثر حماسي خود شاهنامه آن را بازسازي كند.قبل از ورود به باغ قائم مقام به محل خرابه گنبد مرتفع آجري رفتيم كه گفته مي شود مسجدي بوده كه در دوران خلافت هارون الرشيد و يا پسرش مامون ساخته شده و در زلزله اي ويران گرديده است.قسمتي از بنا و از جمله طاق و گچبري هاي تزييني آن سالم مانده بود.چون مسجد را به مامون نسبت مي دادند،مردمان محل آن را مامونيه مي خواندند.

سرانجام به مقصد خود رسيديم كه باغ مشجر بسيار بزرگي با درختان زردآلو بود.در ناحيه اي از باغ در حاشيه دهكده اسلاميه توجه ما به قطعه زمين خشكي به ارتفاع تقريبا پنج در شش متر جلب شد كه آثاري از دو گور در آن ديده مي شد.تكه هايي از آجر خرد شده و بقايايي از ويرانه دو اتاق خشتي بدون طاق به چشم مي خورد.پس از بحث و گفتگو درباره موقعيت طبيعي و عيني محل كه اينك در پيش روي ما بود،با نمايندگان دو دهكده اسلاميه و رزان و همچنين كهنسالان محلي كه همراه ما به باغ آمده بودند،اطمينان يافتيم كه بر اساس نشانه هاي موجود همان جا محل قبر فردوسي است.اولا طبق كتب تاريخي ،باغ فردوسي در حاشيه اسلاميه بوده است.فردوسي را در دهكده نزديكي چون رزان دفن نكردند،چون كه به موجب فتواي رهبران مذهبي او يك مسلمان شناخته نمي شد و فكر مي كردند در شاهنامه به اسلام توهين كرده است.بنابراين جنازه او را به نزد خانواده اش بازپس مي فرستند و دخترش كالبد او را در باغ متعلق به خود فردوسي به خاك مي سپارد.ثانيا مي گويند خرابه هاي دو اتاق خشتي بقاياي آرامگاهي است كه حدود پنجاه یا شصت سال پيش ،زماني كه آصف الدوله شيرازي حكومت خراسان را در دست داشته،بنا گرديده است.چند كارشناس فرانسوي به توس آمده بودند و بر اساس شواهد تاريخي كه در دسترسشان قرار گرفته بود اطمينان مي دهند كه ْآنجا به راستي گور فردوسي است.آصف الدوله پس از تاييد آنها دو اتاق خشتي در نزديكي آن محل بنا مي كند كه بعدا ويران مي شود و تا قبل از آن كه ما پيدايش كنيم به صورت خرابه اي متروك بر جاي مي ماند.ثالثا پيرمردان روستاهاي اطراف معتقد بودند كه آنجا قبر فردوسي است و اين حقيقت را سينه به سينه از پدرانشان به ياد دارند.به علاوه گنبد كوچكي كه مي بايست بر روي گور باشد،در يك زلزله خراب و آجرهاي آن پخش و پلا شده بود و ما تكه هاي آن را ملاحظه كرديم.

آن محل را تقريبا به اندازه يك متر خاكبرداري كردند  تا آن كه در وسط آن قبري هويدا شد.حالا ديگر كاملا مطمئن شده بوديم.من به تهران بازگشتم و پيدا شدن گور را به انجمن گزارش كردم.همه خوشحال شدند و برنامه هاي مربوط به آرامگاه را تصويب كردند................."

و امروز آرامگاه فردوسي شاعر بزرگ و ملي ما در ايام نوروز از نظر بازديد كننده با يادمانهاي شكوهمندي چون تخت جمشيد و نقش جهان كوس برابري و رقابت مي زند.... آري قضاوت تاريخ اشتباه نخواهد كرد.


منابع

خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ،به كوشش شاهرخ شاهرخ و راشنا رايتر،تهران،انتشارات مازيار

دوستخواه،جليل،شناخت نامه فردوسی و شاهنامه،تهران،دفتر پژوهشهاي فرهنگی

ماهنامه ادبستان،سال اول،شماره دوازدهم،آذر ۱۳۶۹،گفتگو با دكتر عبدالحسين نوايى


 ضميمه

همانطور که وعده کرده بودم از این پس با هر مطلب جدید یک تصویر پانوراما از میراث با شکوه ایران زمین تقدیم دوستان می کنم.اینبار به تخت جمشید می رویم و در میان یکی از درگاههای شمالی کاخ صد ستون محیط اطراف را نظاره گر خواهیم بود.موقعیت عکاس را در تصویر ماهواره ای تخت جمشید با علامتی نشان داده ام.(تصویر زیرین)

 

نماى ماهواره اى تخت جمشيد

 

نماى ماهواره اى تخت جمشيد

 

برای دیدن این فایل احتیاج به نرم افزار کوئیک تایم Quick time player دارید.اين برنامه در بیشتر بسته هاي نرم افزاری و لوح هاي فشرده وجود دارد بنابراين به مجموعه نرم افزارهای مولتی مدیای خود مراجعه کنید و به احتمال زیاد این برنامه را خواهید یافت.اگر اينترنت پر سرعت داريد به حجم ۲۰ مگابایت و رایگان در اینترنت نیز قابل دسترسی است.در صورت دانلود تصویر تخت جمشيد و اجرای آن با حرکت دادن نشانگر ماوس بر روی تصویر به قسمتهای مختلف عکس از زوایای گوناگون دسترسی خواهيد داشت گويي كه خود در آن محل ايستاده ايد و مي توانيد سراسر پيرامون خود را به وضوح ببينيد.بر روی پیوند زیر کلیک  کرده و بعد از باز شدن صفحه جدید گزینه Download را انتخاب کنید. 

 

تخت جمشيد(درگاه شمالی کاخ صد ستون)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 22:33  توسط کیوان   | 
 
  بالا