|
جاودانان
|
||
|
نوشتارهایی پیرامون تاریخ کهن مردم و سرزمین ایران |

مجله باستانشناسی و تاریخ(شماره 44-بهار و تابستان 87) را ورق می زدم که در بخش مربوط به معرفی کتابهای تازه خارجی کتابی توجهم را جلب کرد با عنوان "باستانشناسان انگلیسی در بحرین"به نقل از مجله باستانشناسی معرفی کتاب را عینا می نویسم.
این کتاب حاوی مقالاتی است که طی سمیناری یک روزه با عنوان ((رد پای بهشت))در 24 ژوئیه سال 2000 در دانشسرای مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن برگزار شد.موضوع این سمینار مروری بر پژوهشهای باستان شناختی هیئتهای انگلیسی در بحرین طی صد و اندی سال گذشته،به ویژه پژوهشهای جاری،بود.این سمینار و مجلد از آن جهت حائز اهمیت است که باستان شناسی در بحرین به دست انگلیسیها آغاز شده و تا چند دهه باستانشناسان انگلیسی به طور غیر رسمی انحصار فعالیتهای باستان شناختی را در بحرین در اختیار داشتند.پس از پیشگفتاری از سر جانسن هَنسن،رئیس هیئت امنای بنیاد بحرین-انگلیس،مقالات بدین شرح آمده اند:
مایکل رایس:سالهای آغازین پژوهشهای باستان شناختی انگلیسی در بحرین
مایکل روف:کاوش در المرخ
رابرت کیلیک:دیلمون در سده های پایانی هزاره سوم ق م بر اساس کاوش در سار
مایکل روف:محوطه های باستانی دیراز شرقی و عالی شرقی
رابرت کارتر:بازسازی تجارت عصر مفرغ:بحرین،جنوب غربی آسیا و تجارت مس
آرچی والز:بازسازی تجارت عصر مفرغ:بحرین،جنوب غربی آسیا و تجارت مس
هریت کرافورد:تکلمه
نیاز به گوشزد به مقامات باستانشناسی کشور است که تمامی مولفان این مجموعه بلااستثنا از نام مجعول ((خلیج عربی)) در مقالات خود استفاده کرده اند.امید است که هنگامی که همین افراد برای کار میدانی به ایران روی می آورند این خبط مد نظر قرار گیرد.
ک.ع
خوب بعد از خواندن این مطلب ممکن است عده ای از دوستان بگویند ضعف و کاهلی از خود ماست که به دلیل فراهم نیاوردن زمینه کار باستانشناسان خارجی در ایران همسایگان و کشورهای منطقه که متاسفانه گهگاه دوست دارند به جای تعامل و همراهی با تاریخ و فرهنگ ایران خصومت بورزند آنها را جذب کرده و در قبال فعالیت آنها در کشورهای خود آنها را مجبور به استفاده از چنین واژه های مجعولی کرده و دست به تحریف تاریخ می زنند..اما دوستان و عزیزان در پی این توجیهی که برای خود تراشیدم به یاد زمانی افتادم که مایکل روف را شخصا در سالن همایشهای موزه ملی ایران ملاقات کردم.
خاطره ای از برخورد با مایکل روف در موزه ایران باستان
تاریخ دقیق آن را متاسفانه به درستی در یاد ندارم اما در زمان ریاست مهندس بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی و مدیریت آقای کارگر بر موزه ملی ایران بود و شاید چندین سال پیش از برکناری این دو مسئول...همایشی در موزه ملی با حضور جناب آقای مایکل روف در جریان بود با موضوع:بررسی هنر و معماری ماد در هنر و معماری هخامنشی....استقبال خوبی شده بود و شرکت برای عموم آزاد بود.درون سالن که پر از جمعیت بود و مایکل روف به یاری اسلایدهای متعدد سخنرانی خود را شروع کرد و با استناد به کاوشهای باستانشناسی در محوطه های منسوب به دوران مادها و بقایای معماری و هنر ایشان و مقایسه آنها با یادمانهای هخامنشی بسیار روان و وشیوا و مستند هر آنچه که لازم بود بیان کرد...نوبت به پرسش و پاسخ رسید و اساتید پیشکسوت باستانشناسی کشور و دانشجویان باستانشناسی نیز حضور داشتند.اولین سئوال را استادی پرسید و چه سئوالی و چه تلنگری که باعث شد بفهمیم آنچه را در این سخنرانی نفهمیدیم."آقای مایکل روف چرا در نقشه ای که از قلمرو امپراتوری هخامنشی در اسلایدها به ما نشان دادید واژه مجعول خلیج جایگزین نام تاریخی خلیج فارس شده بود؟؟آن هم نقشه ای که قلمرو امپراتوری پارسیان را نمایش می دهد..آن هم در مملکت من و در سالن همایشهای موزه ایران باستان..این برای من قابل پذیرش نیست جناب روف!"همهمه شد.و نوای اعتراض از گوشه و کنار بر علیه مایکل روف برخاست...روف که رنگش عوض شده بود و صورت قرمزش قرمزتر..گفت البته این نام را بعضی خلیج فارس و بعضی خلیج تنها نوشته اند و بعضی معتقد به استفاده از نام کامل و برخی خلیج تنها هستند و البته من در اینجا به هیچ وجه تعمدی نداشته ام و خواسته ا......صدای فریاد از چند نقطه برخاست و جمله روف را ناتمام گذاشت ..بعضی از افراد از صندلیها بلند شدند....و جو سالن متشنج شد.مایکل روف به کلی دستپاچه شده بود و با لکنت زبان و با فارسی یخ و دست و پا شکسته ای گفت البته خلیج فارس! خلیج فارس!و سالن یکپارچه کف زدند و تشویق کردند که یعنی همین است و جز این نیست..
تحمیل شیوخ عرب یا خیانت علمی و جعل و تحریف عامدانه تاریخ؟
در موزه ملی ایران و در میان باستانشناسان ایرانی هرگز تحمیل و اجباری برای جناب روف نبوده است که از واژه مجعول خلیج یا هر چیز دیگری استفاده ببرند..پس در درجه اول اهداف استعماری و متاسفانه خیانت به دانش و حقیقت و کشور و ملتی است که باعث دُر فشانی امثال آقای روف می شود و نه به تنهایی شمشیر داموکلس دولتهای عرب.کسی که پایان نامه دکترایش نقش برجسته ها و حجاران تخت جمشید است و مسلما بهتر از هرکسی می داند که نام آبراهه جنوب کشور ما خلیج فارس است و سابقه تاریخی و سیاسی این ملت و کشور را از بسیاری بهتر می شناسد و می داند،نمک می خورد و نمکدان را می شکند و اعتبار علمی و آکادمیک خود را به چه بهایی می فروشد..سئوال اینجاست که چگونه این آقا و امثال این آقا خیلی راحت به ایران می آیند و کاوش و بازدید می کنند و بعد با بی شرمی دست به تحریف حقایق و نامهای تاریخی می زنند..این کار خوشایند چه کسانی است که در کتب دانشگاهی و علمی چنین واژه هایی متداول گردد؟که بعدها برای گزافه گوییها و دروغگویی عده ای به آرامی اسناد تاریخی و علمی فراهم بیاید؟اگر مسئولان ما انگیزه یا خواست برخورد با این افراد و پیگیری چنین مواردی را ندارند بر ماست که آنها را افشا کنیم و دروغ پراکنی هایشان را در برابر چشمانشان بیاوریم.همه ما مسئول هستیم..متاسفانه وقتی در شناخت تاریخ و تمدن ابتکار عمل از دست ما خارج شد و در دست کسانی قرار گرفت که دولتهایشان در پی هدفهای استعماری هستند نتیجه بهتر از این نیست...آملی کورت هخامنشی شناس (و انگلیسی)خلیج فارس را خلیج عربی یا حداقل خلیج می گوید...وقتی تلاش می شود هویت ایرانی کوروش کبیر مخدوش گردد و مثلا همین خاورشناسان غربی کشف کنند که این نام ریشه ایرانی ندارد و دین مانی را به نفع ادیان مسیحی و بودایی و گنوسی مصادره کنند و خاستگاه ایرانی آن را تا حد امکان تقلیل داده و انکار کنند نوید آینده خوبی را برای ما نمی دهد..اینها را در کنار مصادره فارابی و مولوی و نظامی و ابن سینا و ابوریحان و ...قرار دهید.تاریخ ما زیر حمله قرار گرفته و عزیزان هدف از این تحریفات سود جوییهای سیاسی و اقتصادی در آینده است.از همین حالا به هوش باشیم و در برابر دست اندازی به تاریخ خود موضع بگیریم.
پیروز و موفق باشید
|
|